این چشم ها عادت کرده اند که نگاهشان هر روز بتمرگد اینجا روی نیمکتی که تو

می نشینی و هر روز ورق می زنی صفحه های لعنتی این روزنامه ی عظیم را که

هیچ چیز از حادثه ی افول من نمی نویسد...