اینجا

و انتهای یک آسمان که سردم است ...

برایم گوشواره های مس بیاورید

می خواهم خواب های این دوشیزه را لمس کنم

او که رو برو

- و بی هیچ تکراری -

بوی کافور

کیفورش کرده است...

 

migration