فرشته 1
بهترین کار دنیاست .
اینکه توی یه محیط فرهنگی و تربیتی مثل کانون پرورش کار کنی و دستت باز باشه که بدون قید و بند هر آنچه که دلت می گوید را انجام بدی .
سپیده یکی از فرشته های کوچک کانون است . یکی از همون فرشته هایی که اگر به خاطر اونا نبود مدت ها پیش کانون و بوسیده بودم و گذاشته بودم کنار . شعر کار می کنه و خیلی هم خوب کار می کنه . این و برای اونایی نوشتم که می خوان بدونن من تو کانون چکار می کنم .
این شعر و برای لحظه های تنهاییم خیلی دوست دارم . شاید دلیلش مروارید هایی بود که موقع خوندن صورت سپیده رو خیس کرده بود .
شب
و شانه ام که به شانه ی گریه می خورد
تمامی هرم اشک هایم را
به کاغذ می بخشد .
*
چه هوای خوبی !
و مهم نیست
احتمال ریزش آفتاب کدر .
چشم هایم
بوی مثنوی پنجره ها می دهد
تا انعکاس رویای ماه را
تا پلنگ
بخواند .
آواز های ققنوسی ام را
به سرخی شب
تر می کنم .
شب شعله ور شدن است
و چه رسم معولی ست
پروانه
به خاطر نمی سپارد
دیروزهای پیلگی را .
سپیده برنجی ـ ۱۵سال
۱ ـ برای یکی از این فرشته ها خیلی دعا کنید .
۲ ـ ما موقع نگارش این پست "شب مهتاب" سیما بینا گوش می دادیم شما به آهنگ وبلاگ قناعت کنید .