پاییتخت نشین ها خوب میدانند  فلاح چه جور جاییست ؟

محله ای  که به روایتی رئیس کلانتریش خود از آن شر خر  قدر بوده .

 یادم می آید سه سال پیش وقتی  که مشخص شد یکی از مراکز کاریم آنجاست همکارم از در دلسوزی گفت : بد بخت باید با خودت چاقو که هیچ تبر ببری .

ما را آن قدر ترسانده بودند که ناچار زنگ زدیم به  اداره ی محترمه و عارض شدیم که جان جدتان ما قرار است حالا حالا ها به این بچه ها خدمت کنیم . از ما اصرار و از آنها رد اصرار که نه برنامه ریزی ها شده است و نمی شود.

سه سال از آن روز می گذرد . یادم است پایم را که توی مرکز گذاشتم  از درو دیوار کوچکش بچه می ریخت .همان سال که فقط اجازه داشتیم در یک شیفت کاری نهایتا دو کلاس داشته باشیم توی آن فضای کوچک به دلیل زیاد بودن بچه ها چهارتا کلاس را برگزار  کردیم .

حالا اما محله ای که در طول هفته چندین  اعدام و درگیری را به خود می بیند یک جای کوچک و دنج دارد که بزرگترین دغدغه های من را در خودش جا ی داده است .

بچه هایی که حالا دیگر وارد کارگاه شعر شدند و ادب و محبت های بی اندازه شان شرمنده ام می کند .

روزهای چهارشنبه وقتی از خیابان منتهی به کانون ـ که یک طرفش کلانتریست  ـ رد می شوم فقط و فقط نگاهم به درختهای ایستاده ی پارک است . در ختهایی که هنوز نفس می کشند به زندگی  و به تازگی ...

کلاسی که این اواخر توی پارک هم برگزار می شود . جلوی دیدگان متعجب پسران نوجوانی که سیگار به لب هویت گم شدشان  را فریاد می زنند . پسران ۱۴ـ ۱۵ ساله ای که هفته های گذشته  با ذهنی پر از سوال ما را نگاه می کردند و امروز بی هیچ دغدغه ای ساعت ها کنار ما می نشینند با پاکت های سیگاری در جیب که گاهی دست هایی وسوسه می شود برود به سمتشان اما کسی در درونشان آرام می گوید : نه اینجا نه ...

 و کاش هرگز نه ... هرگز .

این آخرین کار حسین است . مبحث تشبیه را مروری دوباره می کردیم .

 

همزاد هزار یوسف مصری

تو

هنوز

احضار روح بارانی

 و من

ریگ دروغ بیابان .

 نخست : امروز خانمی که مهمان امور بین الملل بودند از نیوزیلند تشریف آوردند کانون و فرمودند شما ایرانی ها از تمام آدم های دنیا مهربان ترید و من فرمودم نه خانم ما شما را به دید از ما بهتران می بینیم و جرئت نداریم خود پدر سوخته مان باشیم .

دو دیگر : چلسی به نوعی از حیثیتش دفاع کرد .

سه دیگر : قرار است از فردا درس بخوانیم آن هم توی پارک لاله . آخر یکی نیست بگوید خانه به این خلوتی را ازت گرفتند مگر ؟ ما هم بیماریم ها .