بدون ویرایش
در بیابانی که ما راه طلب گم کرده ایم
کرم شب تابی اگر در جلوه آید کوکب است
توهمیشه یک قدم جلوتری.
دیشب مصاحبتو تلویزیون نشون داد . یک ربع بعد که زنگ زدم گوشیت رفت رو منشی . حرف نزدم . یاد اون روز افتادم که گفتی برا همه پیغام گیر برا ما هم آره؟و من خندیدم . دیشب هم خندیدم . بلند بلند . دیر وقت رسیده بودم خونه . شام درست نکرده بودم . از سر کوچه پیتزا خریدم . گفته بودی میای . دیروز ظهر توی پارک بارون گرفت . از اون بارونای بهاری . بچه ها بوما رو گذاشتن تو ماشین. پیتزاها هنوز اونجان .
تا دیر وقت منتظر موندم . وقتی نیومدی نرفتم پایین بیارمشون بالا . با خودم گفتم فرض کن خورده شدن . چه فرقی میکنه . اشتها نداشتم . از ظهر سر کلاس که بچه ها بستنی گرفتن - منم از بس که گر گرفته بودم بلعیدمش- تا الان چیزی نخوردم . بدنم داغ بود به سینا گفتم:" هوا گرمه". گفت : "برو بابا تو گرمات از جای دیگه اس"!. همه خندیدن . بعد از تو گفتن که این روزا حسابی سرت شلوغه . این دزست همون موقعی بود که شمارتو گرفتم :" این جوری قضاوت نکن عزیز من تو که می دونی ... "ومن هیچ حرفی نزدم . حتا نگفتم که نمی دونم ٬هیچی نمی دونم .
* * *
ظهر که زنگ زدم گوشیت خاموش بود . سرم درد میکنه . شام نخوردم . اشتها ندارم . دکتر گفته به خاطر فشارخونت قبل از خواب یه چیز شیرین بزار دهنت . اما تو می گفتی:" دندونات کرم می زنه" . منم می گفتم : " کرم نه اژدها ".
حالا کرم ها بیتوته کردن تو سرم ٬ذهنم .
خوابم میاد . آشغالا سر به فلک کشیدن . باید بزارمشون دم در . بوی تعفن تمام خونه رو برداشته .