فردوسی پور در شبکه العالم
یه بابایی شاکی شده بود که چرا مردم وقتی حتا به دیدن نمایش هم که می روند باز بی فرهنگ هستند و آدابش را به جا نمی آورند .
اضافه می کنم که اگر برادر دایی خاله عمه و ... من هم توی یک سازمان فرهنگی یا غیر فرهنگی کار می کرد و برای من بلیط رایگان مهمان آن هم از نوع ویژه اش را می آورد مگر من خر بودم نروم و حالی به کلاس مفت باشد کوفت باشد ندهم ؟
ایشان سالن نمایش را با :
پیتزا فروشی
هیئت چشم چرانان امام حسین
قدمگاه ما بین فلکه ی اول و دوم آریاشهر در شب های پنج شنبه
ختم انعام همراه با مراسم ویژه ی شوهر پیدا کنان تضمینی
مهد کودک شبانه و ...
اشتباه گرفته اند . پیرو همین مبحث ذکر خاطره ای از جشنواره ی پارسال خالی از خنده نیست .
گمونم نمایش مرغ دریایی بود . ما ردیف دوم نشسته بودیم و یک نفر آقای گنده که لباس عربی به تن داشت به همراه چند نفر سرباز ( در ردیف مهمانان ویژه ) جلوس نموده بودند . در طول اجرای نمایش بارها مورد لعن دیگر افراد حاضر در سالن قرار می گرفتند که آقای گنده لطفا خاطرات دوران سربازیت آن هم در هنگ سواره نظام راشد سعد را بگذار برای بعد و ایشان با این دیدگاه که : " گشنه گداها من عرب هستم و نفت و پول و ماشین خارجی زیاد دارم و بلدم گلف هم بازی کنم پس شات آپ .... "
همچنان به کار خود ادامه می دادند . البته ما از این موضوع خیلی هم ناراحت نبودیم دق البابی شده بود از بهر خنده . نمایش بیخودی بود و گاهی بیماری مسریشان به ما هم سریت می کرد و ما هم زیر پوستی عنایاتی داشتیم .
شب اختتامیه جشنواره مطلع شدیم ایشان از کشور کویت تشریف آوردند و داور جشنواره فجر بوده اند . بعد از آن ماجرا فردوسی پور در شبکیه ی عربی العالم قصد بررسی نحوه ی داوری ایشان را داشت که جناب وزیر ارشاد به شدت با ایشان مخالفت کرده و فرمودند : دیگر چه ؟ فکر کردی من علی آبادی هستم که هر ننه قمری پایش را بکند توی کفشم . می دهم ده نمکی پدرت را در آورد و اخراجی های چهارت را بسازد . عادل فهم شد ؟
این بود خاطره ی من .